تبليغاتX
سیمای تبقوس

هیچ توجیهی قابل قبول نیستدکتر موسی غنی نژاد

خبر ممنوعیت ورود افغان ها به پارکی در اصفهان در نخستین روزهای سال نو غبار غم بر ایام نوروزی افکند و این غم هنوز از یادها نرفته بود که خبر ممنوعیت ورود افغان ها به استان مازندران نمک بر زخم دیرین نهاد. براساس کدام منطق انسانی می توان همنوعان خود را به دو گروه تقسیم کرد و گروهی را از حقوق اولیه خود محروم کرد؟

چرا یک افغان به صرف ملیت خود نباید به پارک خاصی وارد شود یا در استان معینی اقامت گزیند؟ به راستی چه توجیهی برای چنین رفتار نامعقول و خلاف شان انسانی می‌توان تصور کرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:13  توسط عارف احمدی و همکاران  | 

نرم نرمك مي‌رسد اينك بهار

خوش به حال روزگار،

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها،

خوش به حال غنچه‌هاي نيمه باز

 

فرارسيدن سال نو و بهار طبيعت را به همه‌ي خوانندگان گرامي و به‌خصوص تبقوسي‌هاي عزيز تبريك و شادباش عرض نموده و آرزو مي‌كنم كه سال جديد را با خوشي و سلامتي آغاز نمايند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 19:31  توسط عارف احمدی و همکاران  | 

پيدا شدن آراي پانصد و يازده شعبه اخذ راي در استان غزني تعجب كارشناسان افغان را برانگيخته است.به گفته نور محمد سخنگوي كميسيون مستقل انتخابات افغانستان اكنون آراي اين شعبه‌ها با حضور ناظران انتخاباتي بررسي مي‌شود. چراكه آراي ناسالم در اين شعبه‌ها ناچيز است و بيشتر آراي اين صندوقها سالم است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 19:24  توسط عارف احمدی و همکاران  | 

 دیروز با ابتکار ولسوال جدید و در پی مذاکرات مستقیم میان 15 تن از کاندیدهای نمایندگی برای پارلمان از جاغوری، آقای احمدعلی ناصری انصراف خود از نامزدی پارلمان را به نفع شکرالله حیدری اعلان کرد. به این ترتیب با کم شدن یکی از نامزد‌های بیست و دو گانه از جاغوری، امیدواری برای باب شدن این امر مبارک به مشاهده می‌رسد.

گفته می‌شود که آقای عبدالخالق آزاد هم تمایل خود را برای انصراف به نفع‌هادی بشارت؛ جوان‌ترین کاندید از جاغوری اعلام کرده است.

از سوی دیگر در دسته‌ی باغچری رأی گیری میان نامزد‌ها به راه افتاده و ظاهراً از میان سه تن کاندید این دسته‌ی قومی جاغوری؛ عبدالاحمد فیاض با 131 رأی از همه جلوتر افتاده و بعد از ایشان اقای سعادت بوسعید با 130 رأی دوم و آقای اکبری با 115 رأی در مقام سوم ایستاده است. به‌طور مشخص معلوم نیست که این رأی‌گیری بر چه معیاری استوار بوده است و آیا محبوبیت مردمی کاندید‌ها در میان دیگر اقوام مدنظر قرار داده شده است و یا خیر؟ به هرحال این اقدام دسته‌ی قومی باغچری (شامل لومان؛ خدایداد و اطراف آن) بزرگ‌ترین گام و نقطه‌ی عطفی برای از میان برداشتن تعدد کشنده‌ی نامزدهای پارلمانی است. گفته می‌شود که طبق فیصله‌ی بین قومی باید دیگر کاندید‌ها به نفع آقای فیاض لومان کنار بروند و اینکه این امر تحقق خواهد یافت یا خیر؛ چیزیست که در چند روز آینده معلوم خواهد شد.

حبیب میرزایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 10:33  توسط عارف احمدی و همکاران  | 

بر اساس گزارش‌های تلفنی شب گذشته و امروزصبح، دامن درگیری‌ها فروکش کرده است، این امر احتمالاً به علت  فشار‌های مردمی و حضور نیروهای اردوی ملی در منطقه می‌باشد. 

گزارش‌هایی که دیروز حکایت از سقوط سنگرهای استاد ناصری در کجاب داشت نیز امروز از سوی برخی منابع تکذیب شده است. 

قریه‌های آپ پای، خربید، دامن پیتاب، تیزک، گیرو در، گرماو و دهن صفایی در اشغال مهاجمین بوده و اکثر خانه‌ها در آنجا تاراج و حریق گردیده است. 

تاکنون سه نفر به شمول یک خانم شهید شده و سه نفر دیگر زخمی شده است و 1700 خانواده بی جا شده و در مناطقی چون دهن آب دره، بدآسیاب، دهن تنور، سیاخاک و کابل نقل مکان کرده اند. 

نیروهای مقاومت از روحیه خوبی برخوردار بوده اما کمبود امکانات لوجستیکی محسوس می‌باشد. 

روز گذشته عده ای فعالین مدنی و دانشجویان دانشگاه بامیان پیرامون بررسی تهاجم کوچی‌ها در مسجد رهبر شهید تجمع کرده و کمیته کاری را تشکیل دادند که احتمالا" فردا مظاهره ای را بدین منظور در بامیان انجام خواهند داد.

منبع: وبلاگ زندگي در باميان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 10:59  توسط عارف احمدی و همکاران  | 

عرفاني طي مراسم رسمي امروز كنار رفت و ظفرشريف به جاي او ولسوال شد.

تعداد رسمي نامزدها به بيست و پنج تن رسيده است؛ البته اين‌ها همه از جاغوري خود را كانديد كرده‌اند.

 بعد از مدت‌ها حرف و حديث بالاخره آقاي عرفاني جايش را به ظفرشريف داد. عرفاني بعد از چهار سال تكيه زدن بر مسند قدرت در جاغوري بالاخره با كانديد كردن خود براي نمايندگي انتخابات پارلماني؛ كرسي‌اش را به ظفرشريف واگذار كرد.

گزارش از: حبيب ميرزايي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 19:49  توسط عارف احمدی و همکاران  | 

این مجموعه اوسانه‌ها گردآوری، بازنویسی و آفرینندگی دوست خوبم حفیظ خان شریعتی است که تازگی از چاب برآمده است. در این روزگار سخت و غفلت و بی‌پروایی نسبت به میراث گران‌سنگ نیاکان مان؛ این مجموعه، غنیمت است بس بزرگ که خدایش عمر دهد او که این عمارت کرد.افسانه‌هاي مردم هزاره

حفیظ روزگاری در یکی از شعر‌هایش در مجموعه شعری (از روی دست ذلیخا) گفته بود: «این روزها که‌هایدگر حرف اول را مي‌زند، چه کسی به بافته‌های موهای تو فکر می‌کند». به راستی هم در این روزگار غم و غربت و بی‌خبری و بی‌هویتی چه کسی به: (اوسانه سی‌سانه چل مرغک ده یک خانه) فکر می‌کند. یادش به‌خیر یادمان روزهای که چل کس در یک خانه در کمال صفا و صمیمیت گردهم مي‌آمدیم. (صنعت اغراق) پدر بالا مي‌نشست اوسانه مي‌گفت و ما سراپا گوش مي‌شدیم. وقتی پدر مي‌خسپید مادر سرگرم مان مي‌کرد تا خواب مارا مي‌ربود. حیف شد، چه بلای بدی بود: رادیو، تلویزیون و آنگاه ماهواره؛ کو قصه، کو اوسانه کو صمیمیت خانوادگی. گاهی فکر مي‌کنم: کاش در کنار مدرن شدن کمی کهن بودیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 15:12  توسط عارف احمدی و همکاران  | 

افغانستان روياي عينک

آيا اين کوه غم انگيز و حزن آلود 80 ميليارد دلار ارزش دارد؟ اين کوه هم مانند همه کوه هاي افغانستان است؛ خالي از درخت و بوته و پر از سنگ هاي زرد مايل به قهوه يي. اما بر قله اين کوه هم مانند ديگر کوه هاي افغانستان چادري نصب شده است که محل استقرار سربازان با سلاح هاي سنگين است. در سراشيبي کوه پرچم هاي کوچک سرخ و سفيد ديده مي شود که همان علامت نقاط مين گذاري شده است؛ پرچم قرمز علامت خطر و پرچم هاي سفيد به معني محوطه پاکسازي شده است. ارتش افغانستان با 1500 سرباز مستقر در سه حلقه امنيتي، دهکده کوچک «عينك» در ولايت لوگر را در محاصره خود دارد، يعني همان دهکده يي که با جاده يي شني و 17 کيلومتري از بزرگراه کابل جدا مي شود و البته اين جاده پر از ايستگاه هاي ايست بازرسي است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 15:18  توسط عارف احمدی و همکاران  | 

 

اثري از استاد محمد مهدي ميرزايي 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 19:3  توسط عارف احمدی و همکاران  | 

باران مي‌بارد

                خاطراتم خيس

                               خيالم نمناكباران

ديروز تولد دخترم باران بود. او در يك صبح زيباي پاييزي اول آذرماه (عقرب) چشم به دنيا گشود. دقيقاً ساعت 7:30 بود. اكنون يك ساله شده و يك سال است كه ما به چشمان زيبا و كوچكش خيره شده‌ايم و دنياي زيبايي را مشاهده مي‌كنيم. خداي بزرگ را به خاطر تمام نعمتهايش شكر مي‌كنم. اما چيزي كه بسيار رنجم مي‌دهد از دست دادن پدر مهربانم در سن 10 سالگي است. اي كاش مي‌بود تا من هم پدر بودن و هم پدر داشتن را تجربه مي‌كردم.

به راستي كه پدر بودن چه زيباست. يك اتفاق ساده‌ي عاشقانه مثل حاصل يك انفجاري كه در بي‌كرانه‌ها مي‌پيچد. پدر بودن رازي زيباي جاودانه زيستن است. طعم غلبه بر ناتواني مرگ است. پدر بودن نوعي خودشيفتگي است به بالا و بالاتر رسيدن است. نه نامش را نه احساسش را مي‌توانم ترسيم كنم. اما افسوس كه در دست بي‌رحم زمانه هر روز كوچك و كوچك‌تر مي‌شويم در حقيقت فرسوده و غمگين.

به هر حال ديروز جشن تولد مختصري گرفتيم. اي كاش شاعر بودم كه براي تنها دخترم شعري زيبا مي‌سرودم ولي اكنون به چند دوبيتي و يك شعري كه از چند كتاب گلچين كرده‌‌ام بسنده مي‌كنم. باشد كه مورد پسند شما خوبان واقع شود و از خواندن آن لذت ببريد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 23:33  توسط عارف احمدی و همکاران  |